حرف من ،يه چيز ِ ديگه س ، نمي فهمي تو چرا؟
پنجره، كوچه ي منتظر ، نگاه آشنا-
همه رو ازم گرفتي ، نمي دونم واسه چي؟
شايد بهتر باشه من پايين بمونم تو بالا
برو تا هر جا كه بادبادك شانست مي پره
اون ور ِ ابرا، روي بخار ِ داغ ِ ادعا
من دلم به حرفاي صدمن يه غاز ِ تو خوشه
به اضافه ي چهارتا پاره كاغذِ سيا
گلاي ِ گلدون و تنهايي نوازش مي كنم
قسمت ِ لعنتي ِ ما رو ببين ، تو رو خدا!
من بايد عروسك ِ ديو ِ تو قصه ها باشم
تو بري سراغ ِ يك مترسك ِ سر به هوا
من به چشمای سياهت ، همه رو می بخشم
همه ی دنيا كجا؟چشم ِ سياه ِ تو كجا؟
***
من و تو بارون و زيرِ چتر صدا نمي كنيم
حيفمون مياد نريم بيرون، اونم تو اين هوا
كاش هميشه عشق ِ بارون تو دلت ريشه كنه
خالي از بي هم، پر از گم شدنِ تو كوچه ها
ته ِ كوچه ، لب ِ پنجره ، يكي كارت داره
ادعا رو بي خيال، قلبت و وردار و بيا!